حسنعلى خان افشار
62
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
پس از چند سالى چون از عهدهء پرداخت ماليات برنمىآمد حاكم خوزستان او را برداشته ، شيخ لفته نامى را به جاى او برگماشت و اين دوتن ساليان دراز هم چشم و جانشين يكديگر بودند يا كه حاكم خوزستان گاهى آن را برداشته ، اين را مىگذاشت و گاهى آن را گذارده اين را برمىداشت . « 1 » شكست سنگينى كه معتمد بر كعبىها وارد ساخت و به دنبال آن كشمكش پيش آمده در ميان شيخهاى كعبى ، توان اين دودمان را بر باد داد . به همين سبب آنها در روزگار شاه مرد ياراى هيچ آشوبى نداشتند و با آمدن سهام الدوله به آسانى فرمان او را گردن نهادند . كوهنشينان بختيارى رويدادهاى تاريخى اين مردم از ستيز رايج ميان كوهنشينان و دشتنشينان ، كشمكش هاى درونى - همچشمى ميان ايلها - و نبرد با قدرت مركزى جان مايه مىگيرد . از اينرو است كه آنها نيز بر جريانهاى تاريخى دو كانون بزرگ شهرنشينى : خوزستان در غرب و اصفهان در شرق ، تأثير شگرفى را برجا گذاشتهاند . آغاز تاريخ نوين بختيارى را روزگار پيدايش خان نيرومندى به نام محمد تقى خان كنورسى - از شاخهء چهارلنگ - بايد دانست ؛ اگرچه مدتها پيش از او يكى از نياكانش به نام على مردان خان بختيارى به همراه كريم خان زند براى به دست آوردن تاج و تخت ايران بسيار كوشش كرد و يا قدرت اسد خان بختياروند معروف به شيركش - از شاخه هفت لنگ - به روزگار فتحعلىشاه چنان چشمگير بود كه زمينههاى نگرانى پادشاه را فراهم ساخته بود . از اين رو شاهزاده دولتشاه را مأمور دستگيرى او كرد . محمد تقى خان پس از چند كشمكش خونين خانوادگى توانست بر قبيلهء خود و سپس بر بيشتر قبيلههاى بختيارى رياست يابد « 2 » . او از روزگار فتحعلى شاه تا ميانهء روزگار محمد شاه كه به دست معتمد الدوله گرفتار شد ، بارها با دولت مركزى به مخالفت برخاست ، چنانكه يكى از دليلهاى سفر فتحعلى شاه به اصفهان كه با مرگش ناتمام ماند ،
--> ( 1 ) . كسروى ، تاريخ پانصد ساله خوزستان ، ص 175 . و نك : چريكف ، سياحتنامه ، ص ص 125 - 133 . ( 2 ) نك : لايارد ، سفرنامه ، ص ص 88 - 89 ؛ همو . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص ص 171 - 172 ؛ دوبد ، سفرنامهء لرستان و خوزستان ، ص 298 .